اشک شمع

همه خفتند به غیر از من و پروانه و شمع/قصه ی ما دو سه دیوانه دراز است هنوز

  زندگی را اشکی بیش نمی دانم.....پس بگذار!با اشک چشمانم

بنویسم!دوستت دارم....

یکی داشت!یکی نداشت!اونکه داشت تو بودی....اونکه جز تو کسی رو نداشت من بودم....

زمستان پاورچین دارد می رود...درگوشه ای از دل من اما!درتمام فصول بی وقفه برف می بارد.....  

تصویر تو در وسعت هر پنجره ای پیداست...تقصیر دلم نیست تماشای تو زیباست.....

شایدآن روزی که رفتم!یاد تنهایی کنی.....من همان تنهاییم یادت نره!

یادم کنی....

تومرا می فهمی! من تورا میخواهم...همین ساده ترین قصه یک عشق است...

آ رزوی قشنگی ست!داشتن رد پای تو،کنار رد پای من....بر دشت

پوشیده از برف....هنوزاما....نه برف آمده و نه تو......

سازغمهای دلم آهنگ توست!حس نکردی یک نفر دلتنگ توست........

تک تک روزهایم را می سوزانم تا.....چشمکی شوم برای شب های

ستاره ات.....

باتو کودکی هستم که....با آبنباتی فریب می خورد........

مترسکی شده ام....برای فرار کلاغهای غم ازباغ خنده های تو.......

آن سوی پنجره! هنوزگامهای تو.....روی برف سالهایی که

رفتی....مانده!تا ازهمان راه برگردی.....

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/٤/٢٦ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ توسط قوی تنها نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيجك دات نت