اشک شمع

همه خفتند به غیر از من و پروانه و شمع/قصه ی ما دو سه دیوانه دراز است هنوز

گاهی اوقات ما انسانها وقتی شادهستیم وموفق معتقدیم تلاشهای

خودمان نتیجه داده...واستحقاق پیروزی را داشتیم....

اما وقتی شکست می خوریم یا به مشکلی بر می خوریم که قادر به

حل ان نیستیم به یاد خدا می افتیم وهمه چیز را دردست او میبینیم

ازخدا می پرسیم:...

چراشکست خوردم؟چرا این اتفاق افتاد؟چراچیزی که می خواستم

نشد؟و.......چرابرای من.......

به مطلب زیر توجه کنید:

((آرتو اشی))قهرمان افسانه ای((تنیس ویمبلدون))به خاطر خون آلوده

ای که در جریان یک عمل جراحی درسال1983دریافت کرد،به بیماری

ایدزمبتلا شد ودربستر مرگ افتاد.

اوازسراسر دنیا نامه هایی ازطرفدارانش دریافت می کرد.

یکی از طرفدارانش نوشته بود:

چرا خداتورا برایچنین بیماری انتخاب کرد؟

اودرجواب گفت:

دردنیا،50میلیون کودک بازی تنیس را آغازمی کنند،

5میلیون نفر یادمی گیرند که چگونه تنیس بازی کنند،

500هزارنفرتنیس را درسطح حرفه ای یاد میگیرند،

50هزارنفرپابه مسابقات می گذارند،

5هزارنفرسرشناس می شوند،

50نفربه مسابقات ویمبلدون راه پیدا می کند،

4نفربه نیمه نهایی می رسندو2نفرهم به فینال....

وآن هنگام که جام قهرمانی را روی دستانم گرفته بودم،هرگزنگفتم

خدایا چرا من؟

وامروز هم که ازاین بیماری رنج می کشم،نیز نمی گویم خدایا چرامن!؟

نوشته شده در ۱۳٩۱/٤/۱٩ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ توسط قوی تنها نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيجك دات نت